X
تبلیغات
این وبلاگ دانشجویی نیست.
این وبلاگ دانشجویی نیست.
"بودن" دوای درد کهن سال ما نبود ، ما را علاج نیست از این غم مگر "شدن"
هنرِ هفتم!
خیلی جالبه؛ دوستانی که فیلم "خاک و مرجان" رو دیده بودن همه بلا استثناء ناراضی بودن ولی وقتی ازشون میپرسیدی چرا؟ نمیتونستن توجیه کنند! فقط همین تک جمله‌یِ کلی رو میشد ازشون شنید: "خیلی بد بود"....

واقعن ما مثلن "دانشجوها" چرا قدرت تحلیل و استنتاج نداریم؟ _البته به عکسِ این موضوع؛ استعدادمون تو مشاجره و دعواهایِ بچه‌گانه خیره کننده‌ست. "_

| طاهره جعفری | دوشنبه 1392/09/18
کنعان..

فضایِ پرتنشِ این دیالوگ رو خیلی دوست دارم...

 


ContinuE
| طاهره جعفری | سه شنبه 1392/08/07
گذشته‌ها گذشته !

♫ :  پاییز (شاهرخ)

 


ContinuE
| طاهره جعفری | جمعه 1392/07/19
"افلاطون کنار بخاری"

*hayley_newman_crying


ContinuE
| طاهره جعفری | یکشنبه 1392/07/14
for download!

 ق.ن: این پست یه منت‌کشی هست تقدیم به بانو "معصومه" واسه اینکه قلمش رو زمین نذاره... لطفن بانو! 

 


ContinuE
| طاهره جعفری | یکشنبه 1392/05/20
و در آخر
 دیگر در این وبلاگ نخواهم نوشت.

و البته دلیلی وجود ندارد که بهتان توضیح بدهم اما ناکام گذاشتن یک چرا کار من نیست ، نوشته های من برای ماندن نبود برای گفتن بود. و " نوشتن هم گفتن است هم دم فروبستن" و این حقیقت برای من حال به مراتب کتمان ناپذیر تر از گذشته است بعضی گفتنی هایم را گفتم و اغلب دم فروبستم روزی شاید حدود گفتنی هایم گسترش یابند آن گاه تریبون دیگری خواهم یافت و آن ها را نیز خواهم گفت و اگر فکر می کنید این وبلاگ زاده ی لجاجت است خیلی اشتباه فکر نکرده اید آدم می تواند پس از دلخوری و مقابله با بی شعوری های مفرط همه چیز را ترک کند اما من علی رغم تمایل اولیه ام  بر بی نام نوشتن نامم نیز به نوشته هایم افزوده شد و به این ایمان رسیدم که افکار دیگران خوب یا بد نه بر من می افزاید و نه از من می کاهد.

 خدا نگهدار.


| معصومه امیری | شنبه 1392/05/19
من پرخاش میکنم پس هستم !

مادرانه هم تموم شد ... داشتم فکر می‌کردم اگر از این سریال‌هایِ ایرانی لوکیشنِ کلانتری و بیمارستان حذف بشه هیچی ازش نمی‌مونه ! پس اگه فیلمساز نازنین؛ برای تزریقِ هیجان به خطِ سیرِ داستان؛ بجایِ ایجاد تعلیق‌های منطقی که ذهنِ مخاطب رو به چالش بکشه فقط به دادُبیداد و دعواهایِ خاله زنکی بسنده کنه؛ نتیجه شاید بهتر از این هم نشه که منِ نوعی بعنوان مخاطبِ سریال، توجیه بشم که هرچی بیشتر پرخاش کنم، بیشتر به من بها داده می‌شه و خودم رو بهتر میتونم ثابت کنم! الانم هرچی با خودم کلنجار میرم نمیتونم از نعمت الله همچین فیلمنامه‌ی ضعیفی رو بپذیرم ...

+ از سریالهای ماه رمضونِ هرسال، فقط ترانه‌هایِ تیتراژها رو دنبال میکنم :D


ContinuE
| طاهره جعفری | شنبه 1392/05/19
..زندگی..
"آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد آگاهی ندارد. زیرا زندگی یکبار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگی های گذشته مقایسه کرد یا در آینده تصحیح نمود، یکبار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است"                             -بارهستی،میلان کوندرا-

 و چون هرگز پیش از این زندگی نکرده ام نمی توانم  اعمالم را قضاوت کنم.

| معصومه امیری | پنجشنبه 1392/05/17
برای خاطر یک دوست

                
                        

 + ([_]


ContinuE
| معصومه امیری | پنجشنبه 1392/05/17
اوهام یا افکار
کدام یک را ترجیح می دهیم؟                  

یک دروغ قابل فهم یا یک حقیقت غیر قابل درک                                                                                 

فکر می کنم آدم از چیزی که نمی فهمد وحشت دارد.


پ.ن: این دروغی که گفتم از این دروغای کشکی و فت و فراون منظورم نبود ی دروغی که ایمان انگیزد .       

| معصومه امیری | چهارشنبه 1392/05/16
....
 مردانی هستند

که قادرند منطقی ترین فکر و حرف و حرکت یک زن را به منزجرکننده ترین شکل ممکن تفسیر کنند.


| معصومه امیری | سه شنبه 1392/05/15
یادداشت
                    نقاشی های دیواری به سبک چکه ای (8 عکس)


ContinuE
| معصومه امیری | سه شنبه 1392/05/15
..خاطره..
 

   

یک وقتی که به عبارتی می شود یک سال پیش (طرح ضیافت) زبان این حقیر در شُرُف ترک حلقومم بود.

به پاس همین تصویر

+ دوستان در جریانند - کلاس اخلاق-


| معصومه امیری | دوشنبه 1392/05/14
قدس از آنِ که؟
  قدس از آنِ که؟

  تاریخ

  دین

  نژاد

               http://www.seemorgh.com/uploads/1391/03/artistic-photographers-narmi-michejda.jpg

 مرگ بر روزی که  فکر کردیم از هم برتریم.


| معصومه امیری | شنبه 1392/05/12
..امید..
              

                عکس های زیبای هنری (48 عکس)


ContinuE
| معصومه امیری | شنبه 1392/05/12
دو نقطه
افغانی یعنی

سنتی هایی که شورش را در آورده اند

منور الفکر هایی که گندش را

| معصومه امیری | پنجشنبه 1392/05/10
.. اعتراف..

  


ContinuE
| معصومه امیری | پنجشنبه 1392/05/10
رستگار شد ، به خدای کعبه مولایم رستگار شد

نمی دانم یک ظلم را سوگوار باشم

یا یک جهل

اما می دانم جهل ظلم می آفریند                                          

علی هم که باشد

خیبر هم حریفش نباشد

جهل از پا درش می آورد

مظلوم می شود.



ContinuE
| معصومه امیری | شنبه 1392/05/05
؟!

 این پست

به علت تبلیغ افکار ضد ملی

توسط مدیر وبلاگ

حذف شد.


+ جبر جغرافیایی !

+ پیشنهاد می کنم برای کمی درست اندیشی این پست وبلاگ اوراقی  رو بخونید.


| معصومه امیری | پنجشنبه 1392/05/03
پند
   هرگاه دیدی فرزندت کافکا و هدایت می خواند نگرانش باش، عشق کسی را نکشته است.

  + جمله بر وزنِ سوسک کسی را نخورده است.


| معصومه امیری | چهارشنبه 1392/05/02
..کابل من..

کابل میراث دار جنگ است، جنگی که دو سوی مشخص نداشته و البته زمان مشخصی هم ندارد، این گنگی در زمان هم مربوط به گذشته است و هم آینده . به یک اعتبار جنگ در کابل و کشوری که کابل قلب آن است پیشینه ای به درازای تاریخش دارد وهنوز هم پایانی برای آن متصور نیست.در خانه من هر نوع جنگ نمونه دارد و اصلا این کهنه دژ فرسوده و رنگ باخته کلکسیون جنگ هاست;جنگ میان ما و تجاوز گرانی که دیگر شامل همه رقم نوع بشر می شود: زرد،سیاه،سرخ، رنگین و دیگر انواعی که در پی جهانی شدن و اختلاط انسان ها و کوچک شدن جهان به اندازه یک دهکده به وجود آمده جنگ میان ما و سکندر مقدونی ، جنگ میان ما و جیش عربی، جنگ میان ما و انگلیس برای چند بار، جنگ میان ما و شوروی ، جنگ میان ما و نصف دنیا در یک زمان ، جنگ میان اقوام و جنگ میان مذاهب و جنگ میان زبان ها ، سنت ها و فرهنگ های متنوع نو و کهنه ، جنگ میان واژه های نو و کهنه و واژه های اصلی و ساختگی  و وارداتی و جنگ میان قدرت طلبان رنگارنگ و جنگ میان قلم و تفنگ و جنگ میان مدرسه  و سنگر و جنگ میان دختر و پسر وزن و مرد چه قدر از انواع جنگ برایتان بشمرم؟

#

بدیهی و طبیعی ترین حاصل این همه جنگ طولانی و ممتد "خشونت" است که در همه عرصه ها ظهور می کند و فرهنگ غالب می شود ، کابل چنان که طبیعتش خشن است فرهنگ خشن نیز بر آن حکومت  می کند  والبته همیشه رژیم های خشن بر تخت آن تکیه زده اند ، تازه یک چندی است که فرصت گفت و گو پیدا شده گرچه با صداهای خش دار و زبان های رکیک و کلمات گوش خراش. که این فرصت هم حاصل یک عملیه خشن به نام لشکر کشی جهانی است و از این جهت کابلیان فکر می کنند  آینده فرهنگ جدیدشان نیز بسیار ناروشن و لرزان است.

#

در افغانستان روشنفکری نه پیشینه روشن و کارآمدی داشته و نه اکنون قابل اعتماد است; چون هیچ گاه فرصت درست و عمیق اندیشیدن وجود نداشته است. تعداد اندکی از روشنفکرانی که وجود داشته یا دارد . نسلی است که از تونل تنگ و تاریک و بسیار طولانی  استبداد عبور کرده و البته در این رهگذر ده ها بار سرشان  به سنگ های ملامت خورده یا زده شده  و سرانجام با جمجمه های شکسته و خونین به مقصد نزدیک شده ولی هیچگاهی نرسیده اند. اگر کسانی از ما قصد دیگراندیشی دارند به قول مرحوم دکتر شریعتی از سوی توده های از همه چیز بی خبر  و فضول ، خروس های بی محل شناخته شده و به دست شاه ، غلام سر بریده می شده اند. در این سال های پسین گرچه چنین نیست ولی آشفتگی های فکری نگذاشته تا ما روشنفکرانبرازنده ای داشته باشیم. روشنفکری در کابل من مساوی با فقر، انزوا و البته خون جگر.

                                                                                                          "محمد سرور جوادی"

+ در ادامه اندکی از زندگی آقای جوادی را بخوانید.


ContinuE
| معصومه امیری | سه شنبه 1392/05/01
..؟..
  چند سال قبل جمله ای از نیچه را شنیدم که گفته بود "انسان های ضعیف خدایگان بزرگ دارند."اگر این خدایگان را مجموعه باور ها و توجیهات تلقی کنیم و اگر مرا تنها یک بیننده بپندارید که فقط گزارشی از دیده هایش را می دهد و به سرعت نسخه ام را نپیچید.می خواهم شرحی از خودم بدهم من مولود زمان و زمینی هستم اشباع ازارزشها و باورهایی که مردمم تا پای کشتن و کشته شدن برایش می روند مردمی که با جدی گرفتن بیش از حد پندارها و ارزش های مبهم مستعد انجام هر رفتاری هستند دیندارانی که هنوز تعبیر مشخصی از قداست ندارند و تقدس تنها علت ایجاد تعصباتی در آنان شده است و بیشتر آنان همواره در پی ساختن مفاهیمی برای توضیح یا تقدیر می روند.  حالا اگر در پی فرهنگی که در آن نظم رفتاری ، مسئولیت پذیری ، اتکا به عقل و استناد به قانون باشد، باشیم چه باید کرد؟یکی از دوستان در نظرهای پیشین زمان و انتظار را تنها راه می داند. اما مگرفرهنگ خرافی را چند فالگیر و ساحر ایجاد نکردند آیا ما ضعیف تر از آنانیم؟مثلا طرح مسائل فرا قومی مثل جایگاه ما در جهان ارتباط ما با دیگر ملل،خیلی می تواند موثر باشد کاری که ایرانمی کند بیشتر ذهن مردمش را معطوف خارج و غرب می کند این شاید ایده آل ترین حالت نباشد ولی اتحاد را در ایران ایجاد کرده است.تا زمانی که من یک ایرانی را به یک پشتون و او یک پاکستانی را به منِ هزاره ترجیح بدهد وضع بر همینمنوال خواهد بود.حالا اگر من بیایم بگویم دادن نقش بیشتر در سیاست به تاجران، صنعت گران و مدیران باید بیشتر از بازیگران دینی باشد و با منتفی بودن رهبر واحد من اقتصاد را مطرح کنم (  پیشرفت اقتصاد رابطه ی مستقیم باسطح فرهنگ دارد).آیا اشتباه می کنم؟اگر اشتباه می کنم لطفا با دلیل شفاف سازی کنید و مرا به راه راست هدایت کنید!

+ پیشنهادهایی برای مطالعه :

افغانستان، نظام سياسي و دموکراسي

ناسیونالیسم افغانی از پندار تا واقعیت!

| معصومه امیری | جمعه 1392/04/28
..مرگ گاهی ریحان می چیند..

   

        

        از دیدن و شناختنش تنها شاید ساعاتی در زندگیمان باشد

        خوب است شناختن و ماندن لبخندی از او در ذهنمان

        و سخت است  این خاطر که او یک مادر بود.


| گروه شیمی 90 | پنجشنبه 1392/04/27
.. اوشین ..

 

 

+ ادامه را بخوانید

++ آهنگ Bi To



ContinuE
| معصومه امیری | سه شنبه 1392/04/25
عنوان ندارد!
غرض از مزاحمت فقط خواستم بگم امروز دمِ افطار؛ کانال یک یه مصاحبه‌ای داشت با این خوانندهه ـفریدون آسرایی؛ خدائیش کیف کردم از جوابهاش... اصلن فک نمیکردم پشتِ این صدایِ به زعمِ من لوس؛همچین شخصیتِ باوقاری نشسته باشه!! واقعن نمیشه آدمها رو از ظاهر، قضاوت کرد .. واقعن!

+ دلمان یک عدد "ادوارد اِسنُودِن" خواست؛ با ته‌لهجه‌ی شمالی و کلی پذیرش پناهندگی سیاسی!  آقا شوما رمز موفقیتت رو میشه به مام بگی؟؟یا خدا! یَنی یه  آدم تا این حد خرشانس..(!؟)

 

| طاهره جعفری | یکشنبه 1392/04/23